اضطراب؛ چه زمانی طبیعی است و چه زمانی باید جدی گرفته شود؟
روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز با تشریح تفاوت میان اضطراب طبیعی و اضطراب مشکلساز، بر توجه به تداوم و شدت علائم، تأثیر اضطراب بر عملکرد روزمره و ضرورت بررسی علائم جسمانی تأکید کرد.

به گزارش روابط عمومی بیمارستان ابنسینا شیراز، «پریسا رحمانیان»، روانشناس بالینی این بیمارستان با اشاره به اینکه اضطراب یکی از تجربههای طبیعی انسان است، اظهار کرد: همه افراد در موقعیتهایی مانند پیش از امتحان، مصاحبه شغلی، تصمیمگیریهای مهم یا انتظار برای نتیجه یک اتفاق، درجاتی از اضطراب را تجربه میکنند.
وی افزود: اضطراب همیشه دشمن انسان نیست، بلکه بخشی از سیستم هشدار مغز است که به فرد کمک میکند در موقعیتهای مهم هوشیارتر باشد و برای مواجهه با چالشها آمادگی پیدا کند.
اضطراب؛ واکنشی طبیعی و گاهی مفید
رحمانیان ادامه داد: زمانی که مغز یک موقعیت را تهدیدکننده ارزیابی میکند، بدن وارد حالت آمادهباش میشود؛ ضربان قلب و تنفس افزایش پیدا میکند، عضلات منقبض میشوند و توجه فرد بیشتر به نشانههای خطر معطوف میشود.
این روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: این واکنشها در اصل برای محافظت از انسان طراحی شدهاند، اما زمانی مشکل ایجاد میشود که این سیستم بیش از حد فعال شود یا حتی در شرایطی که خطر واقعی وجود ندارد، مرتباً هشدار بدهد.
چه زمانی اضطراب از حالت طبیعی فراتر میرود؟
وی با بیان اینکه اضطراب زمانی بیشتر نیازمند توجه است که شدت یا تداوم آن با موقعیت تناسب نداشته باشد و در عملکرد روزمره اختلال ایجاد کند، گفت: نگرانی مداوم درباره اتفاقاتی که هنوز رخ ندادهاند، ناتوانی در متوقف کردن افکار نگرانکننده، اختلال در خواب، کاهش تمرکز یا اجتناب از موقعیتهای مختلف به دلیل اضطراب، از جمله مواردی هستند که میتوانند نشان دهند اضطراب از حالت طبیعی فراتر رفته است.
رحمانیان افزود: یکی از ویژگیهای مهم اضطراب، نگرانی درباره آینده است. ذهن تلاش میکند خطرهای احتمالی را پیشبینی کند تا ما را آماده نگه دارد. این فرایند در حد متعادل مفید است، اما اگر به چرخهای مداوم تبدیل شود، به جای حل مسئله، انرژی روانی فرد را مصرف میکند.
اضطراب فقط یک تجربه ذهنی نیست
این روانشناس بالینی با اشاره به برخی واقعیتهای علمی درباره اضطراب اظهار کرد: مغز لزوماً بین یک تهدید واقعی و خطری که بهطور مداوم تصور میکنیم، تفاوت کاملی قائل نمیشود و به همین دلیل، فکر کردن مداوم به یک اتفاق ناخوشایند میتواند علائم جسمانی واقعی ایجاد کند.
وی ادامه داد: اضطراب فقط یک تجربه ذهنی نیست و علائمی مانند تپش قلب، تعریق، لرزش، احساس فشار در قفسه سینه، تنگی نفس، دلدرد، سردرد و گرفتگی عضلات نیز میتوانند همراه اضطراب دیده شوند.
رحمانیان تأکید کرد: علائم جسمانی جدید یا شدید را نباید صرفاً به اضطراب نسبت داد و در صورت نیاز باید علل جسمی نیز بررسی شوند.
ارتباط اضطراب با بیماریهای روانتنی
وی در ادامه با اشاره به ارتباط میان اضطراب و سلامت جسم گفت: یکی از موضوعات مهم در این زمینه، اختلالات روانتنی (Psychosomatic) است. در این شرایط، عوامل روانشناختی مانند استرس، اضطراب و فشارهای هیجانی میتوانند در ایجاد، تشدید یا تداوم علائم جسمانی نقش داشته باشند.
این روانشناس بالینی افزود: این موضوع به معنای «خیالی بودن» علائم نیست؛ درد، تپش قلب، مشکلات گوارشی یا سایر نشانهها کاملاً واقعی هستند، اما عوامل روانشناختی نیز میتوانند در تجربه و شدت آنها نقش داشته باشند.
وی ادامه داد: استرس مزمن میتواند بر سیستم عصبی خودکار و محور هورمونی استرس اثر بگذارد و در برخی افراد علائمی مانند سردرد، گرفتگی عضلات، مشکلات گوارشی، تپش قلب یا تشدید برخی بیماریهای جسمی را به دنبال داشته باشد.
او خاطرنشان کرد: ارتباط میان ذهن و بدن یک ارتباط دوطرفه است؛ وضعیت روانی میتواند بر بدن اثر بگذارد و بیماری جسمی نیز میتواند بر وضعیت روانی فرد تأثیر بگذارد.
هر علامت جسمانی را نباید به اضطراب نسبت داد
وی با تأکید بر ضرورت توجه به علائم جسمانی گفت: هر علامت جسمانی را نباید به اضطراب نسبت داد. وقتی فرد دچار علامتی جدید، شدید یا مداوم میشود، ابتدا باید علل جسمی مناسب بررسی شوند.
وی افزود: اگر اضطراب و استرس در تشدید علائم نقش داشته باشند، مداخلات روانشناختی میتوانند در کنار مراقبتهای پزشکی کمککننده باشند.
اضطراب در محیط بیمارستان
این روانشناس بالینی با اشاره به اهمیت این موضوع در محیط بیمارستان اظهار کرد: مواجهه مداوم با بیماری، درد، مرگ، مسئولیتهای شغلی، فشار کاری و نگرانی درباره بیماران میتواند سطح استرس را افزایش دهد.
وی ادامه داد: گاهی نیز به دلیل عادت کردن به فشار کاری، متوجه نمیشویم که بدن و ذهنمان مدت زیادی در حالت آمادهباش قرار داشتهاند.
وی پیشنهاد کرد: افراد هر از گاهی از خود بپرسند، آیا نگرانیهای من به من کمک میکنند برای یک مسئله آماده شوم یا فقط ذهنم را خسته میکنند؟ آیا اضطراب من روی خواب، تمرکز، روابط یا عملکرد کاریام تأثیر گذاشته است؟
دو راهکار ساده برای مدیریت اضطرابهای روزمره
وی درباره راهکارهای کمککننده برای اضطرابهای خفیف و موقعیتی گفت: تنفس آرام و طولانیتر کردن بازدم میتواند کمککننده باشد. زمانی که مضطرب هستیم، معمولاً تنفس سریعتر و سطحیتر میشود. چند بار تنفس آرام، با بازدم کمی طولانیتر از دم، میتواند به کاهش برانگیختگی بدنی کمک کند.
او افزود: میتوان برای چند دقیقه، چهار ثانیه دم و شش ثانیه بازدم را امتحان کرد. هدف، آرام و منظم کردن ریتم تنفس است، نه نفس عمیق کشیدن به زور.
وی همچنین درباره جدا کردن نگرانی از حل مسئله گفت: فرد میتواند از خود بپرسد «آیا الان کاری از دست من برمیآید؟» اگر پاسخ بله است، یک اقدام کوچک و مشخص تعیین کند و اگر پاسخ نه است، تلاش کند فعلاً موضوع را کنار بگذارد و توجه خود را به کاری که در لحظه انجام میدهد برگرداند.
این روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: این کار کمک میکند بین «فکر کردن برای پیدا کردن راهحل» و «نگرانی تکراری» تفاوت گذاشته شود.
چه زمانی دارودرمانی مطرح میشود؟
رحمانیان با بیان اینکه هر اضطرابی نیاز به دارو ندارد، گفت: در اضطرابهای خفیف و موقعیتی، معمولاً آموزش، اصلاح سبک زندگی و مداخلات روانشناختی میتوانند کافی باشند.
وی افزود: رواندرمانی، بهویژه درمانهای مبتنی بر شواهد مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT)، یکی از درمانهای اصلی اختلالات اضطرابی است.
این روانشناس بالینی ادامه داد: دارودرمانی معمولاً زمانی بیشتر مطرح میشود که اضطراب شدید، مداوم یا ناتوانکننده باشد؛ برای مثال، زمانی که علائم به شکل قابلتوجهی خواب، کار، روابط یا عملکرد روزانه فرد را مختل کردهاند یا زمانی که فرد با مداخلات غیردارویی بهبود کافی پیدا نمیکند.
وی خاطرنشان کرد: در برخی موارد نیز ترکیب رواندرمانی و دارودرمانی میتواند انتخاب مناسبی باشد.
انتخاب دارو باید توسط روانپزشک انجام شود
وی تأکید کرد: تصمیم درباره نیاز به دارو صرفاً بر اساس وجود اضطراب گرفته نمیشود. نوع اختلال اضطرابی، شدت و مدت علائم، مشکلات همزمان، سابقه درمان و شرایط جسمی فرد نیز در تصمیمگیری نقش دارند و انتخاب دارو باید توسط روانپزشک انجام شود.
وی با اشاره به اینکه داروهای ضداضطراب یک گروه یکسان نیستند، گفت: برخی داروها برای درمان طولانیمدت اختلالات اضطرابی استفاده میشوند و اثر درمانی آنها ممکن است بعد از چند هفته بهتدریج ظاهر شود؛ در حالی که برخی داروهای آرامبخش اثر سریعتری دارند، اما به دلیل احتمال وابستگی و عوارض، مصرف آنها باید با دقت و تحت نظر پزشک باشد.
اضطراب بخشی از زندگی است؛ اما نباید تمام زندگی را در اختیار بگیرد
این روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز در پایان گفت: قرار نیست هر اضطرابی را بیماری بدانیم. اضطراب بخشی از زندگی است و در بسیاری از موقعیتها حتی میتواند مفید باشد؛ مسئله از جایی شروع میشود که اضطراب به جای اینکه در خدمت ما باشد، خواب، روابط، عملکرد شغلی یا کیفیت زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: کمک گرفتن از روانشناس یا روانپزشک در چنین شرایطی نشانه ضعف نیست؛ همانطور که برای سلامت جسم به پزشک مراجعه میکنیم، سلامت روان نیز نیازمند مراقبت است.
او خاطرنشان کرد: اضطراب بخشی از زندگی است؛ اما قرار نیست تمام زندگی ما را در اختیار بگیرد.
پایان
نظر دهید