آیا هوش مصنوعی رواندرمانگر خوبی است؟
هوش مصنوعی با دسترسی ۲۴ ساعته، پاسخگویی سریع و امکان گفتوگو بدون ترس از قضاوت، به تدریج جای خود را در حوزه سلامت روان باز کرده است؛ اما آیا میتوان به یک دستیار گفتگوی هوشمند (چتبات) به عنوان رواندرمانگر اعتماد کرد؟ روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز، با بررسی فرصتها و محدودیتهای استفاده از هوش مصنوعی در سلامت روان، تاکید میکند که پاسخهای بهظاهر همدلانه این فناوری، جایگزین رابطه درمانی، ارزیابی بالینی و حضور انسانی درمانگر نمیشود.

به گزارش روابط عمومی بیمارستان ابن سینا شیراز، «فاطمهالسادات سجادی»، روانشناس بالینی این بیمارستان، با اشاره به گسترش استفاده از هوش مصنوعی در حوزه سلامت روان، اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند در زمینههایی مانند خودیاری، آموزش مفاهیم روانشناختی و کمک به درمانگران، ابزاری موثر باشد، اما نباید آن را جایگزین رواندرمانگر و رابطه انسانی در فرآیند درمان دانست.
اتاق درمان؛ بدون انسان
روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز، با طرح این پرسش که آیا هوش مصنوعی میتواند رواندرمانگر خوبی باشد، اظهار کرد: تصور کنید نیمهشب با موجی از اضطراب طاقتفرسا یا نشخوارهای فکری فلجکننده بیدار شدهاید؛ نه دسترسی به درمانگر بالینی دارید و نه تمایلی به بیدار کردن اطرافیان. گوشی هوشمند خود را برمیدارید و برای یک هوش مصنوعی مینویسید: «حالم اصلا خوب نیست، احساس میکنم همهچیز در حال فروپاشی است.» در کمتر از چند ثانیه، پاسخی آرامشبخش، ساختاریافته و بهظاهر بسیار همدلانه دریافت میکنید.
وی افزود: این یک سناریوی علمی ـ تخیلی نیست و هوش مصنوعی بهصورت غیررسمی در حال تبدیل شدن به یکی از منابع مورد مراجعه افراد برای دریافت توصیههای سلامت روان و تخلیه هیجانی است. با این حال، پرسش مهم این است که آیا الگوریتمهای پردازش زبان واقعا میتوانند نقش یک رواندرمانگر را ایفا کنند یا اینکه ما در حال تجربه نوعی خطای شناختی جمعی نسبت به درک ماشین هستیم؟
چرا افراد به هوش مصنوعی پناه میبرند؟
این روانشناس بالینی با اشاره به ویژگیهایی که هوش مصنوعی را برای برخی افراد در حوزه سلامت روان جذاب کرده است، گفت: نخستین ویژگی، دسترسپذیری ۲۴ ساعته و هزینه ناچیز یا پایین آن است. درمانگران بالینی ظرفیت زمانی محدودی دارند و هزینه درمان نیز برای همه افراد قابل پرداخت نیست، در حالی که چتباتها تقریبا همیشه در دسترس هستند.
سجادی ادامه داد: ویژگی دیگر، کاهش انگ اجتماعی یا Stigma است. صحبت کردن درباره موضوعاتی مانند شرم، تروما یا افکار وسواسی با سیستمی که فرد تصور میکند او را قضاوت نمیکند، برای بسیاری از افراد آسانتر از بیان این مسائل در برابر یک انسان واقعی است.
وی همچنین آشنایی مدلهای زبانی با برخی تکنیکهای شناختی ـ رفتاری را از دیگر عوامل جذابیت این ابزارها دانست و افزود: مدلهای زبانی میتوانند چارچوبهای استانداردی مانند شناسایی خطاهای شناختی، تکنیکهای بازسازی فکر یا تمرینهای تنفسی را با دقت تئوریک مناسبی بازگو کنند.
پشت پرده شبیهسازی؛ پژوهشها چه میگویند؟
سجادی با اشاره به پژوهشهای انجامشده در حوزه اخلاق زیستی و روانپزشکی دیجیتال، اظهار کرد: با وجود ظاهر جذاب این فناوری، مطالعات این حوزه نقاط کور و نگرانیهای مهمی را آشکار کردهاند که باید مورد توجه قرار گیرد.
وی یکی از این نگرانیها را «توهم همدلی» (Simulated Empathy) عنوان کرد و توضیح داد: مدلهای زبانی کلمات را بر اساس احتمالات آماری در کنار یکدیگر قرار میدهند. آنها رنج را درک نمیکنند و حضور درمانی ندارند.
این روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز افزود: در رواندرمانی، یکی از مهمترین عوامل موثر بر روند بهبود مراجع، «اتحاد درمانی» (Therapeutic Alliance) است؛ پیوندی انسانی که بر پایه حضور، لحن صدا، همتنظیمی هیجانی (Co-regulation) و همدلی اصیل شکل میگیرد. از این منظر، تفاوت اساسی میان پاسخگویی یک ماشین و رابطه درمانی انسانی وجود دارد.
چالشهای اخلاقی در شرایط بحرانی
وی با اشاره به موضوع استفاده از چتباتها در شرایط پرخطر گفت: یکی دیگر از نگرانیهای مهم، عملکرد چتباتهای عمومی در موقعیتهای بحرانی است؛ شرایطی مانند تکانههای خودکشی یا آسیب به خود که نیازمند ارزیابی دقیق خطر و مداخله تخصصی هستند.
سجادی افزود: برخی پژوهشها نشان دادهاند که چتباتهای عمومی ممکن است در چنین موقعیتهایی عملکردی غیرقابل پیشبینی داشته باشند؛ از ارائه راهکارهای کلیشهای و نامتناسب گرفته تا ناتوانی در ارزیابی دقیق خطر مرگ.
وی تاکید کرد: به همین دلیل، نمیتوان صرف دریافت یک پاسخ آرامشبخش از یک چتبات را به معنای دریافت مداخله رواندرمانی ایمن و تخصصی دانست.
وقتی هوش مصنوعی باورهای آسیبزا را تایید میکند
این روانشناس بالینی یکی دیگر از نگرانیهای مطرح شده درباره چتباتها را «تایید کورکورانه باورهای آسیبزا» دانست و گفت: یکی از پدیدههایی که در مورد مدلهای زبانی مطرح شده، Sycophancy یا تمایل به تأیید خواسته و باور کاربر است.
سجادی توضیح داد: در رواندرمانی، درمانگر باید بتواند در صورت لزوم خطاهای شناختی بیمار را به چالش بکشد؛ برای مثال، افکار پارانوئید یا خودسرزنشگری شدید را بررسی کند و به فرد در ارزیابی واقعبینانهتر افکارش کمک کند. اما یک چتبات ممکن است در برخی شرایط، به جای به چالش کشیدن این باورها، ناخواسته آنها را تایید و تقویت کند.
وی افزود: این مسئله در موارد حاد میتواند نگرانیهایی را درباره تشدید علائم روانپریشانه یا حتی شکلگیری برخی تجربههای ذهنی آسیبزا ایجاد کند؛ بنابراین استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه نیازمند مرزبندی و احتیاط جدی است.
جایگاه واقعی فناوری؛ ابزار کمکی، نه جانشین درمانگر
سجادی با تاکید بر اینکه رویکرد درست، رد کامل فناوری نیست، اظهار کرد: دیدگاه امروز روانپزشکی و روانشناسی بالینی، لزوما حذف فناوری از حوزه سلامت روان نیست، بلکه تعیین مرزهای درست و ایمن برای استفاده از آن است.
وی ادامه داد: در سطح خودیاری و ارتقای سلامت یا Psychoeducation، هوش مصنوعی میتواند ابزاری مناسب برای یادآوری داروها، ردیابی خلقوخو، ثبت وقایع روزانه و آموزش مفاهیم پایه روانشناسی باشد.
این روانشناس بالینی همچنین گفت: هوش مصنوعی میتواند در نقش دستیار درمانگر نیز مورد استفاده قرار گیرد و به درمانگران در زمینههایی مانند خلاصهسازی پروندهها، تدوین فرمولبندی اولیه و تحلیل دادههای رفتاری کمک کند تا زمان بیشتری برای ارتباط چهرهبهچهره با بیمار در اختیار داشته باشند.
مرز استفاده از هوش مصنوعی در درمان
وی در ادامه با اشاره به محدودیتهای استفاده از هوش مصنوعی در اختلالات جدی روانی تاکید کرد: مدیریت اختلالات شدید خلقی، اختلالات روانپریشانه، اختلالات شخصیت و همچنین بحرانهای مرتبط با سوگ یا تروما، حوزههایی هستند که نمیتوان آنها را بهسادگی به یک مدل هوش مصنوعی سپرد و استفاده از چتبات به عنوان جایگزین درمانگر در چنین شرایطی ایمن نیست.
سجادی افزود: هرچه وضعیت روانی فرد پیچیدهتر، شدیدتر و پرخطرتر باشد، ضرورت ارزیابی تخصصی و ارتباط با متخصص سلامت روان بیشتر میشود و اتکا به پاسخهای یک چتبات میتواند با خطر همراه باشد.
درمان، فراتر از تبادل اطلاعات
این روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز در جمعبندی سخنان خود گفت: هوش مصنوعی بدون شک چشمانداز سلامت دیجیتال را دگرگون خواهد کرد، اما رواندرمانی صرفا تبادل اطلاعات و ارائه جملات آرامشبخش نیست.
وی افزود: رواندرمانی فرآیند ترمیم روان در بستر یک رابطه امن انسانی است. ماشینها میتوانند دادهها را پردازش کنند و در برخی زمینهها به افراد و متخصصان کمک کنند، اما این مسئله نباید با جایگزینی رابطه درمانی انسانی اشتباه گرفته شود.
سجادی تاکید کرد: هوش مصنوعی بدون شک چشمانداز سلامت دیجیتال را دگرگون خواهد کرد، اما رواندرمانی صرفا تبادل اطلاعات و جملات آرامبخش نیست؛ رواندرمانی فرآیند ترمیم روان در بستر یک رابطه امن انسانی است. ماشینها میتوانند داده پردازش کنند، اما توانایی التیام بخشیدن به روان انسان را بدون حضور یک «دیگریِ آگاه و همدل» نخواهند داشت، هوش مصنوعی میتواند یک نقشهخوان هوشمند باشد، اما هرگز نمیتواند همسفر شما در مسیر تاریک و پیچیده رنجهای روانیتان شود.
پایان
نظر دهید