ذهن برای محافظت از ما در برابر فشار روانی چه سپرهایی ساخته است؟
روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز، با اشاره به نقش مکانیزمهای دفاعی در مدیریت فشار روانی گفت: ذهن برای محافظت از فرد در برابر فشار روانی، سپرهایی ایجاد میکند که به صورت ناخودآگاه و غیرارادی فعال میشوند و به مدیریت درد و اضطراب کمک میکنند.

مکانیزمهای دفاعی چگونه عمل میکنند؟
به گزارش روابط عمومی بیمارستان ان سینا شیراز، «راضیه کریمی»، روانشناس بالینی و کارشناس مسئول گروه روانشناسی این مرکز اظهار کرد: وقتی فرد تحت فشار شدید قرار میگیرد، ممکن است ناخودآگاه و غیرارادی رفتار متفاوتی از خود نشان دهد؛ برای مثال، به جای مواجهه با یک اشتباه آن را انکار کند یا به جای خشم از یک همکار، از کنایه استفاده کند. اینها همان مکانیزمهای دفاعی هستند؛ ابزارهای پنهانی که ذهن برای مدیریت درد روانی و اضطراب از آنها استفاده میکند تا اجازه ندهد فرد در برابر فشارها از پا دربیاید.
وی افزود: مکانیزمهای دفاعی در واقع فیلترهایی هستند که ذهن برای جلوگیری از فروپاشی روانی یا اضطراب شدید بر روی واقعیت میکشد.
این روانشناس بالینی با اشاره به طبقهبندی مکانیزمهای دفاعی گفت: دفاعها در سه سطح پایین یا نابالغ، سطح میانی و سطح بالا یا بالغانه قرار میگیرند.
کریمی درباره علت استفاده ذهن از مکانیزمهای دفاعی گفت: ذهن، درد روانی را نیز مانند درد جسم پردازش میکند. وقتی فشار یک واقعیت از توان تحمل فرد خارج میشود، ذهن برای جلوگیری از سقوط، بهطور خودکار این سپرها را فعال میکند.
دفاعهای روانی؛ از نابالغ تا بالغانه
کریمی درباره دفاعهای سطح پایین یا نابالغ اظهار کرد: این دفاعها ارتباط فرد با واقعیت را قطع میکنند و معمولاً برای دیگران آزاردهنده هستند. انکار، فرافکنی و خیالپردازی از جمله این مکانیزمها هستند.
وی ادامه داد: در انکار، فرد واقعیت تلخ را نادیده میگیرد. در فرافکنی، افکار خود را به دیگران نسبت میدهد و در خیالپردازی، فرد برای فرار از تنشهای واقعی به دنیای خیال پناه میبرد.
این روانشناس بالینی درباره دفاعهای سطح میانی نیز گفت: این گروه در تعاملات اجتماعی رایجتر هستند و هدف آنها پنهان کردن احساسات ناخوشایند است. واکنشسازی، جابهجایی، عقلانیسازی و سرکوب از جمله این مکانیزمها هستند.
وی افزود: در واکنشسازی، فرد رفتاری کاملاً متضاد با آنچه واقعاً احساس میکند انجام میدهد؛ مانند نشان دادن محبت بیش از حد به کسی که از وی متنفر است.
کریمی ادامه داد: در جابهجایی، تخلیه هیجانی روی هدفی غیر از منبع اصلی انجام میشود؛ برای مثال، فرد در محیط کار درگیر میشود و خشم خود را در محیط خانواده ابراز میکند.
وی درباره عقلانیسازی گفت: در این مکانیزم، فرد یک اتفاق ناخوشآیند، را برای جلوگیری از ایجاد احساسات سنگین، منطقی جلوه میدهد؛ برای مثال، فرد، عزیزش را از دست میدهد و برای خودش موضوع را منطقی جلوه میدهد که بیماری او غیرقابلدرمان بوده است.
کریمی سرکوب را نیز راندن احساسات آزاردهنده به ناخودآگاه دانست و گفت: فرد در این حالت ممکن است حادثهای تلخ را به سختی به یاد بیاورد.
وی درباره دفاعهای سطح بالا یا بالغانه اظهار کرد: این دفاعها سازگارترین روشهای ذهن برای مدیریت تنش هستند و از جمله آنها میتوان به والایش، شوخطبعی و نوعدوستی اشاره کرد.
کریمی درباره والایش گفت: در این مکانیزم، انرژی منفی به فعالیتهای خلاقانه و اجتماعی تبدیل میشود؛ برای مثال، فردی که خشم زیادی دارد، به جای درگیری با دیگران به ورزشهای رزمی روی میآورد.
این روانشناس بالینی افزود: در شوخطبعی، از طنز برای سبک کردن بار موقعیتهای دردناک استفاده میشود و در نوعدوستی، فرد با خدمت به دیگران برای کسب آرامش درونی اقدام میکند.
نقش رشد و تجربههای زندگی در شکلگیری دفاعها
کریمی اظهار کرد: دفاعها در جریان رشد و شکلگیری شخصیت یاد گرفته و درونی میشوند. فرد سالم به دلیل رشد سالم عاطفی و تجربههای خوب کودکی، الگوهای مقابلهای بالغ را ناخودآگاه تمرین کرده و به کار میگیرد.
وی افزود: فردی که درگیری شدید درونی یا تجربه آسیبزا دارد، بیشتر به دفاعهای ابتداییتر پناه میبرد، زیرا این دفاعها ارزانتر و سریعتر اضطراب را کاهش میدهند، حتی به بهای تحریف واقعیت.
این روانشناس بالینی تأکید کرد: مکانیزمهای دفاعی همیشه در سطح ناخودآگاه عمل میکنند و تفاوت دفاع پخته و ناپخته در هوشیاری نیست، بلکه در میزان تحریف واقعیت و درجه سازگاری با زندگی است.
کریمی گفت: دفاعها معمولاً ناخودآگاه عمل میکنند و هیچکس همیشه پخته نیست. هدف، کامل بودن نیست، بلکه افزایش دفعات و سرعت بازگشت به دفاع پخته است.
تمرینهایی برای حرکت به سمت دفاعهای پخته
کریمی با اشاره به تمرینهایی که میتوانند به حرکت فرد از واکنشهای ناپخته به سمت دفاعهای پخته کمک کنند، اظهار کرد: تکنیک توقف و فاصله یکی از این تمرینهاست. در لحظه تنش، بخش هیجانی مغز فعال میشود و فرد میتواند قبل از هر واکنش، چند ثانیه مکث کند، نفس عمیق بکشد و از موقعیت فاصله بگیرد. به این ترتیب، به ذهن فرصت داده میشود تا به جای واکنش ناپخته مانند انکار یا فریاد، به دفاع پخته مانند آیندهنگری برسد.
وی آیندهنگری یا آمادگی از قبل را تمرین دیگری دانست و گفت: بالغترین کار این است که در هر موقعیت، زمانی که هنوز تنش وجود ندارد، سناریوها را پیشبینی کنیم.
کریمی افزود: نوعدوستی نیز میتواند در زمان تنش و ناراحتی بزرگ مورد استفاده قرار گیرد. در چنین شرایطی میتوان تمرکز را به کمک به دیگران منتقل کرد؛ مانند کار داوطلبانه یا دلجویی. این کار باعث میشود فرد هم احساس مفید بودن کند و هم اضطراب خودش تخلیه شود.
وی درباره جبران سالم گفت: در موقعیتهای پرتنش، به جای تمرکز بر ضعف یا احساس ناتوانی، میتوان روی یک نقطه قوت یا مهارت خود کار کرد تا احساس بیکفایتی رفع شود. این کار به جای واپسروی در برابر تنش، با اتکا به تواناییها احساس توانمندی ایجاد میکند.
این روانشناس بالینی، به تأخیر انداختن واکنش را یکی دیگر از تمرینها عنوان کرد و گفت: در زمان ایجاد تنش، قبل از پاسخ تند، میتوان واکنش را به زمان مناسب موکول کرد؛ برای مثال، میتوان گفت: «اجازه بدهید قبل از جواب فکر کنم.» با فاصله گرفتن از هیجان لحظهای، پاسخ منطقیتر و بالغتری انتخاب میشود.
کریمی افزود: این تمرینها کمک میکنند این رفتارها بهتدریج ناخودآگاه و خودکار شوند و در زمان تنش، فرد به جای واکنش ناپخته به سمت دفاعهای پخته برود.
دفاعهای روانی؛ کمربند ایمنی یا مانع مواجهه با واقعیت؟
کریمی در جمعبندی گفت: مکانیزم دفاعی را باید همچون کمربند ایمنی در روان دانست؛ ابزارهای حیاتی برای محافظت از خود در برابر اضطراب، اما شمشیر دولبهای که اگر بیش از حد به آن تکیه کنیم، مانع رشد و مواجهه با واقعیت میشود.
وی تاکید کرد: هدف از شناخت این فرایندها سرزنش خود نیست، بلکه ایجاد آگاهی است تا بتوانیم به جای پناه گرفتن در سایه دفاعها، با شجاعت و اصالت با چالشهای زندگی روبهرو شویم و به جای «دفاع از خود ego» به «مواجهه با خود» بپردازیم.
پایان
نظر دهید