طرحوارهها چگونه بر افکار، احساسات و رفتار ما تاثیر میگذارند؟
روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز، با تشریح مفهوم طرحوارهها گفت: طرحوارهها، الگوهای عمیق و پایدار ذهنی هستند که از دوران کودکی شکل میگیرند، میتوانند نحوه تفسیر فرد از خود، دیگران و جهان پیرامون را تحت تأثیر قرار دهند و موجب تکرار الگوهای ناسالم در روابط و زندگی روزمره شوند.

تعریف طرحوارهها و چگونگی شکلگیری آنها
«ویدا کوهپیما»، روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز، در گفتوگو با روابط عمومی این بیمارستان، با اشاره به مفهوم «تلههای زندگی» یا طرحوارهها اظهار کرد: طرحواره (Schema) به الگوهای عمیق و پایدار ذهنی گفته میشود که از دوران کودکی شکل میگیرند و مانند یک فیلتر، نحوه تفسیر ما از خودمان، دیگران و جهان را تعیین میکنند.
وی افزود: این الگوها شامل باورها، احساسات، خاطرات و احساسات بدنی هستند و معمولا زمانی ایجاد میشوند که نیازهای هیجانی اساسی کودک، مانند امنیت، پذیرش، استقلال و محبت، به طور مداوم برآورده نشده باشند.
این روانشناس بالینی ادامه داد: طرحوارهها در بزرگسالی نیز فعال میمانند و میتوانند باعث تکرار الگوهای ناسالم در روابط، کار و زندگی روزمره شوند.
پنج حوزه اصلی طرحوارههای ناسازگار اولیه
کوهپیما با اشاره به دستهبندی طرحوارههای ناسازگار اولیه در پنج حوزه اصلی گفت: نخستین حوزه، «بریدگی و طرد» است که شامل احساس رهاشدگی، بیاعتمادی، محرومیت هیجانی و نقص یا شرم میشود.
وی دومین حوزه را «خودگردانی مختل» عنوان کرد و افزود: این حوزه شامل وابستگی، آسیبپذیری نسبت به ضرر، گرفتاری و شکست است.
به گفته وی، سومین حوزه، «محدودیتهای مختل» است که شامل استحقاق یا بزرگمنشی و خویشتنداری ناکافی میشود. چهارمین حوزه نیز «دیگرجهتمندی» است که اطاعت، ایثار و پذیرشجویی را دربرمیگیرد.
کوهپیما خاطرنشان کرد: پنجمین حوزه، «گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری» است که شامل منفیگرایی، بازداری هیجانی، معیارهای سختگیرانه و تنبیهگرایی میشود.
سبکهای مقابلهای در برابر طرحوارهها
این روانشناس بالینی بیمارستان ابنسینا شیراز در ادامه به سبکهای مقابلهای افراد هنگام فعال شدن یک طرحواره اشاره کرد و گفت: وقتی طرحوارهای فعال میشود، افراد معمولا به یکی از سه سبک مقابلهای «تسلیم»، «اجتناب» و «جبران افراطی» متوسل میشوند.
وی توضیح داد: در سبک «تسلیم»، فرد کاملا در برابر طرحواره تسلیم میشود و رفتارهایی نشان میدهد که آن را تایید میکند؛ برای مثال، فردی که دارای طرحواره رهاشدگی است، ممکن است به طور مداوم روابطی را انتخاب کند که به ترک شدن منجر شود.
کوهپیما ادامه داد: در سبک «اجتناب»، فرد از موقعیتهایی که طرحواره را فعال میکنند فرار میکند یا احساسات خود را سرکوب مینماید؛ مانند فردی که از روابط صمیمانه اجتناب میکند.
وی درباره سبک «جبران افراطی» نیز گفت: در این حالت، فرد برخلاف طرحواره رفتار میکند تا آن را پنهان یا خنثی سازد؛ برای مثال، فردی که احساس نقص دارد ممکن است بسیار کمالگرا و انتقادگر شود.
این روانشناس بالینی با بیان اینکه سبکهای مقابلهای ممکن است در کوتاهمدت اضطراب را کاهش دهند، افزود: این سبکها در بلندمدت میتوانند طرحواره را تقویت کرده و مشکلات را تداوم بخشند.
طرحوارهها قابل تغییر هستند
کوهپیما در ادامه با تاکید بر اینکه طرحوارهها قابل تغییر هستند، گفت: رویکرد اصلی برای درمان آنها، «طرحوارهدرمانی» است که توسط جفری یانگ توسعه یافته و ترکیبی از تکنیکهای شناختی، رفتاری، هیجانی و رابطهای است.
وی توضیح داد: در این درمان، فرد با کمک درمانگر ریشههای طرحواره را شناسایی میکند، نیازهای برآوردهنشده دوران کودکی را بازشناسی مینماید و الگوهای جدید و سالمتری برای فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن میآموزد.
به گفته این روانشناس بالینی، تکنیکهایی مانند تصویرسازی ذهنی، گفتوگوی صندلی خالی و تمرینهای رفتاری نیز به تغییر عمیقتر کمک میکنند.
آگاهی از طرحوارهها؛ نخستین گام برای تغییر
کوهپیما خاطرنشان کرد: آگاهی از طرحوارههای خود، نخستین قدم برای شکستن چرخههای تکراری ناسالم است و اگر فرد احساس کند الگوهای خاصی به طور مداوم در زندگی او تکرار میشوند، مشورت با روانشناس میتواند به او کمک کند تا این الگوها را بشناسد و تغییر دهد.
پایان
نظر دهید